آشنایی با آداب و رسوم مردم شیراز در ماه مبارک رمضان
شیرازیها هم ماه رمضانشان را با آداب و رسوم و خاطراتی تمام میکنند که بسیاری از این آداب ورسوم، شباهت زیادی به اعتقادات و باورهای مردم فارس و دیگر نقاط کشور دارد
به گزارش روابط عمومی معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه به نقل از شیراز نوین، برخی از این آداب و رسوم برقرار و برخی هم منسوخ یا کمرنگ شده است. اما در هر حال شیراز برخوردار از آداب و رسومی مذهبی در ماه مبارک رمضان است که نمونه آن در بسیاری از شهرهای ایران دیده نشده و یا به عبارتی میتوان گفت منحصر به شیراز است. روزههای پیشواز، خانهتکانی دم ماه رمضان، افطارهای پر از زولبیا و بامیه... اما شیرازیها هم مثل خیلی از مردم کشور، آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون میگویند و آن را جشن میگیرند. در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در تابستان افتاده باشد، مردم دسته دسته به گردشگاههای اطراف شهر مثل باغهای سرسبز قصردشت و مکانهای دیدنی شیراز بروند و آن روز را به خوبی و خوشی به پایان برسانند؛ چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. در این ماه مهمانی افطار میان شیرازیها رونق دارد. آنقدر که گاهی مهمانی افطار به سحری وصل میشود و مهمانان تا صبح در خانه میزبان میمانند. خانوادههایی که دختر شوهر دادهاند، در شیراز رسم است که در اولین ماه رمضان بعد از عروسی یک افطاری کامل تهیه کنند و همراه با گلی (یعنی همان کادوی عروسی که در شیراز به آن گل گفته میشود) مثل گوشواره، انگشتری، سینهریز، النگو و غیره به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون میگویند. در شیراز همچنین رسم است کسی که از روزه درمیآید ابتدا یک استکان عرق گل گاوزبان میخورد. چون معتقدند روزه سرد است و عرق گاوزبان گرم میتواند این سردی را از بین ببرد. وعده سحری که مردم شیراز میخورند، از انواع پلوها و خورشتها تهیه شده است. آنها بعد از خوردن سحری بیدار میمانند و ختم قرآن میگیرند. در شیراز مردم برای افطار از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده میکنند؛ مثل ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک و بعد، به دیدن یکدیگر میروند و این دید و بازدیـد را «ماه رمضانی» میگویند. رنگینک، ترحلوا، کوفته هلو، کشمش پلو و قنبرپلو، خوراکیهای ویژه ماه رمضان در شیراز هستند و به طور کلی، خوراکهایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند. نان شیرین فروشها هم در این ماه بازار گرمی دارند. آنها نوعی نان شیرین تهیه میکنند که به نام نان چاهی شناخته میشود. این نان را شیرازیها در هنگام افطار و قبل از این که خوراک را بخورند با چای میل میکنند. شیرازیها شبهای قدر را بسیار محترم میشمارند و در این شبها به مساجد و حسینیهها میروند، تا صبح بیدار میمانند و دعا میخوانند. در این شبها بعد از خوردن افطاری مؤمنان به مساجد رفته و تا وقت سحر به دعا خواندن و راز و نیاز میپردازند. روز شهادت حضرت علی(ع) هم به قبرستان شهر که دارالسلام و سفره تربت میگویند رفته و ضمن فاتحهخوانی برای مردگانشان، خیرات و نذری میدهند.مادرانی که خواهند بچه از شیر بگیرند، روز جمعه آخر ماه رمضان چند انار شیرین به مسجد میآورند و سوره مبارکه یاسین میخوانند و به انارها میدمند. انارها را تا زمانی که میخواهند بچه را از شیر بگیرند نگه میدارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل میدهند. آنها معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور میشود و بهانه نمیگیرد. در شیراز به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی میگویند. روز جمعه الوداعی در قدیم مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و پرجنجال میشد؛ به طوری که داخل تمام شبستانها، ایوانها، صحن مسجد و حتی دالانها سجاده پهن بود و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی از پیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم میآورند. یک دسته برای درست کردن چل بسمالله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا (پیشنماز و امام جماعت مسجد)، یک عده برای نوشتن دعای سیاهسرفه روی پوست کدو، یک گروه از دخترهای دمبخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای بیفرزند به قصد بچهدار شدن، عدهای از زنان بچهدار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع میرفت. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پلههای متعدد وجود داشت که به منبر امام حسن(ع) معروف بود. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی، عده زیادی از زنها اطراف منبر جمع میشدند. گروهی از دختران دمبخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین میرفتند و معتقد بودند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت میروند.
زنان بیفرزند که آرزوی داشتن فرزند داشتند، گهواره یا ننی یا «ننو»ی کوچکی درست میکنند و یک عروسک قنداق کرده داخل آن میگذاشتند و با خود به مسجد میآوردند. سپس ننی را در گوشهای میبستند و چند مرتبه میجنباندند و نیت میکردند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند، جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده داشتند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است. اما زنانی که باردار بودند، مخصوصاً آنهایی که حاملگی اولشان است، مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانهای با خود به مسجد میبردند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را میبریدند و رختکی میدوختند. چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن میزنند و رختک را در خانه میدوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه میدارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد میپوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت میپوشد و ناخوش و بیمار نمیشود.
در حیاط مسجد جامع شیراز، درختان نارنج و حوض آبی بود و هر حاجتمندی برگ نارنجی از آن میچید و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب میانداخت. هرکدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز «تهیه» میخواندند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را ساختهاند میفرستادند. بسیاری از زنان شیرازی بعد از مراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است میرفتند. بیشتر این جمعیت را دختران دمبخت و زنان حاجتمند تشکیل میدادند. این مسجد در بعد از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت میشد و هرکس برای برآورده شدن حاجتش، شمعی روشن میکرد؛ به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمیشد. عدهای از زنان هم در صحن مسجد مشغول حلوا پختن میشدند و بچهها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم میآوردند. مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده میشود. روز آخر ماه رمضان که رسید، مردم به پشتبام خانه یا خارج از شهر میروند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود، فردای آن روز عید فطر خواهد بود. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد میروند و نماز مخصوص این روز را میخوانند و افراد خیر، صبحانهای را که شامل نان، پنیر و سبزی است در بین مردم تقسیم میکنند.

نظر