×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

  • تاریخ انتشار : 1402/04/15 - 07:21
  • بازدید : 143
  • تعداد بازدید : 142
  • زمان مطالعه : 20 دقیقه

غدیر میراث جاودانه رسول ختمی مرتبت حضرت محمد(ص) از طرف حضرت دوست است بر بندگانش تا راه گم نشود زانکه زمین را هرگز خالی از ولی و حجت اش قرار ندهد

غدیر میراث جاودانه رسول ختمی مرتبت حضرت محمد(ص) از طرف حضرت دوست است بر بندگانش تا راه گم نشود زانکه زمین را هرگز خالی از ولی و حجت اش قرار ندهد.

غدیر

در روز غدیر، با نصب امامت و سیاست اسلام، خداوند راضی شد که اسلام دین جهانی باشد پس منهای غدیر رضایت پروردگار حاصل‏ نشده است. «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» امروز دینتان را کامل کردم، نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد. ۳مائده

به گزارش مفدا بهشتی- جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: «یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟»
امام علی(ع) در پاسخ فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.
در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: «اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟»
امام(ع) در پاسخ آن مرد فرمودند: «بپرس!»
مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: «علم بهتر است یا ثروت؟»
امام علی(ع) فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.» نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد: «علم بهتر است یا ثروت؟» امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار.»

در پاسخ چهارمین فرد فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.»
در پاسخ پنجمین نفر فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.»
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند او با صدای بلندی شروع به سخن کرد: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»
امام نگاهی به جمعیت کردند و فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.» مرد ساکت شد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ «چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟»

هفتمین نفر هم پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟»
امام فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.»

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که: «علم بهتر است یا ثروت؟»

امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.»

سکوت، مجلس را فراگرفته بود،کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌های امام شگفت‌زده شده بودند نهمین نفر پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.»
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در این هنگام مردی پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟» «علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.»

فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند، هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند

که امام علی(ع) فرمودند: «اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.» ۱

 

اکنون که بشریت بسوی جاهلیت های مدرن سوق داده می شود نیاز به دریافت پیام غدیر که سرچشمه حیات بشریت است بیشتر احساس می شود.

باید غدیر را قدر دانست تا بشر به ارزش های جاودان دست یابد و انسانیت جاودانه شود و به هدفی که حضرت دوست آدم را آفرید نائل شود.

آن روز هجده ذی الحجه هوا بسیار گرم بود. کاروان ده هزار نفری مسلمانان در برگشت از حج واجب به بیابان غدیر رسید. بیابان غدیر در دل خود برکه ای از آبهای جمع شده باران داشت، بدان جهت غدیرِ خُم نامیده می شد. منطقه گرم و سوزان، چهار راهی که مسافران تقسیم می ‏شدند و به سمت شهرهای مدینه، حلب، شام و یمن می ‏رفتند تا هر حاجی خود یک خبرنگار و گزارشگر باشد بر انتصاب ولایت‏ حضرت علی(ع) با عنوان یک خبر جدید به منطقه خود برساند.

فرشته وحی جبرائیل(ع) بر پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) نازل شد و از جانب حضرت دوست آورد که: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل‌ شده ‌است، به‌طور کامل [به مردم] ابلاغ‌ کن؛ و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای. خداوند تو را از [خطرات احتمالی] مردم، حفظ می‌کند؛ و خداوند، گروه کافران [لجوج] را هدایت نمی‌کند.» ۶۷ مائده

حضرت رسول ختمی مرتبت(ص) این آخرین پیامبر حضرت دوست باید رسالتش تکمیل می شد. فرمان توقف کاروان را دادند پیش افتاده ‏ها توقف کردند و عقب ماندگان رسیدند. آنجا مستقر شدند خیمه ها برپا شد پیامبر(ص) منتظر شدند تا همه کاروان ده هزار نفری در یک مکان جمع شدند. به فرمان حضرت رسول(ص) از سنگ و جهاز شترها منبری ساختند.

همه منتظر بودند.

چه اتفاق مهمی روی داده؟!

پیامبر(ص) برای کدام امر مهم دستور توقف دادند؟!

راستی!

حالا که حضرت دوست می خواهد حبیب اش را نزد خود ببرد اگر قرار باشد جانشینی برای او انتخاب نکند آیا تمام زحمات بیست و سه ساله رسولش به زوال نمی رود؟

از آنجا که حضرت دوست هرگز کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد و با هیچ عقل سلیم سازگار نیست که حضرت حق تا آخرین پیامبرش را که فرستاد دیگر مردم را به حال خودشان رها کند و به نتیجه نرساند و حال آنکه نتیجه کامل یک عمل، به تمامیت و تکمیل آن عمل وابسته است وگرنه کار ناقص و بی نتیجه خواهد بود. پس برای بشریتی که در حال پیشرفت است نیاز دارد به راهنمایی که معدن علم باشد تا جانشین پیامبرش قرار دهد و به نتیجه مطلوب رساند. حضرت رسول اکرم(ص) در مورد ولی الله الاعظم علی(ع) فرمودند: «من شهر دانشم و علی، دروازه آن است. آن که دانش می خواهد، باید از دروازه شهر، وارد شود.» ۲

پیامبر(ص) بر بالای جهاز شتران قرار گرفت و حضرت علی(ع) را فرا خواند. سخنرانی مفصلی ایراد فرمودند: «ستایش خدای را سزاست که در یگانگیاش بلند مرتبه و در تنهاییاش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است... کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار... گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک نه برایش انباز و مانندی، او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی...

به فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد

معبودی جز او نیست چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.

پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادی ما! آن چه از سوی پروردگارت درباری علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای. خداوند تو را از [خطرات احتمالی] مردم، حفظ می‌کند؛ و خداوند، گروه کافران [لجوج] را هدایت نمی‌کند.» ۶۷ مائده

هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛

و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه‌ی ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»۱۱فتح

و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: «و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنود - لیکن به خیر شماست، او (پیامبر(ص) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و راستگو می انگارد.»

هان مردمان! بدانید این آیه درباره ی اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.

[هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.

هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. پس از من به فرمان پروردگار، علی(ع) ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی(ع) خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.

آن چه پروردگارم از کتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.

هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوره‌ی یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم.» ۱۲یاسین

هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است.

هان مردمان! علی را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.

دور دور باد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!

هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد که گام هایتان پس از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.

هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است که در نبشته ی عزیز خود او را یاد کرده و درباری ستیزندگان با او فرموده: «تا آنکه مبادا کسی در روز رستخیز بگوید: افسوس که درباری همجوار و همسایه ی خدا کوتاهی کردم...»

آنگاه حضرت رسول ا...(ص) دست حضرت علی(ع) را گرفت و بلند کرد، به طوری که زیر بغل ‏حضرت پیدا شد. و فرمود: «هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است. هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.»

هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.

آری اسلام و قرآن با معلم و مفسر دینی‏ کامل خواهد شد که پشت کفر جهانی را می‏ لرزاند و خواب را ازدشمن می‏ رباید و گرنه رهبران غیر معصوم، ناخدایانی هستند که‏ سرنشینانشان کشتی بشریت را به وادی سرگردانی و ساحل های گمراهی‏ می‏ کشانند و نیل به ساحل نجات و قله رفیع تکامل به رهبران ‏وارسته، معصوم، حکیم و علیم نیاز دارد رهبرانی که قدم جای قدم‏ رسول خدا(ص) بگذارند.
و حضرت رسول(ص) با کلام نورانی خود ادامه دادند: «هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان برای کسی جز او روا نباشد.

سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد.

هنوز مردم متفرق نشده بودند که جبرائیل(ع) نازل شد و آیه اکمال دین را آورد «امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنابراین از آن‌ها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما پذیرفت»۳ مائده

«هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تکمیل فرمود. اینک آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نکنند، در دو جهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی که نه از عذابشان کاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.

هان مردمان! فرزندان هر پیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است.

هان مردمان! به راستی که شیطانِ اغواگر، آدم را با رشک از بهشت رانده مبادا شما به علی رشک ورزید که کرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یک اشتباه به زمین هبوط کرد و حال آن که برگزیده ی خدای عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن که شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.

آگاه باشید! که با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت

مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می ستاند - جای گرفته. چرا که خداوند عزّوجل ما را بر کوتاهی کنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهکاران و ستمکاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است.

هان مردمان! خداوند ستیزه جویان ما را ناستوده و نفرین فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد.

هان مردمان! بدانید که همانا من انذارگرم و علی مژده دهنده.

هان مردمان! بدانید که من بیم دهنده ام و علی راهنما.

هان مردمان! بدانید که همانا من پیامبرم و علی امام و وصی پس از من است و امامان پس از او فرزندان اویند.

آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی خواهند بود.

هان مردمان! هر آینه برتری علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل - که در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است که من یکباره برشمارم. پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید کنید.

خداوند مکّاران را تباه می کند و به با وفایان مهر می ورزد. «هر که پیمان شکند جز این نیست که به زیان خود گام برداشته و هر که بر عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.»

هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام کنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تو است.» و نیز بگویید: «تمام سپاس و ستایش خدایی راست که ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم»

هان مردمان! آن چه خدا را خشنود کند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان کفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.

پروردگارا، آنان را که به آن چه ادا کردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز و بر منکران کافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین.

آنگاه پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) از جهاز شتران پائین آمدند و برای بیعت در خیمه اشان حاضر شدند مردم گروه گروه به خیمه حضرت آمدند و با حضرت علی(ع) دست داده تبریک گفتند: «بَخً بَخً یا علی» پس از آقایان نوبت خانم ها بود که با حضرتش بیعت نمایند. ظرف بزرگ پر آبی گذاشتند و حضرت علی(ع) دست راستش را در آب قرار دادند آنطرف ظرف خانم ها دستشان را در آب گذاشته و با امیرالمومنین علی(ع) بیعت کردند و تبریک گفتند.»

نُعمان بن حارِث فِهْری به اعلام جانشینی امام علی(ع) در واقعه غدیر اعتراض کرد و به پیامبر(ص) گفت: «از ما خواستی به یگانگی خدا و نبوتت شهادت دهیم، ما هم شهادت دادیم. سپس ما را به جهاد، حج، روزه، نماز و زکات امر کردی، ما هم پذیرفتیم؛ اما به این‌ها راضی نشدی تا اینکه این جوان(علی(ع)) را به جانشینی خود منصوب کردی. آیا این تصمیم خودت است یا خدا؟»

پیامبر(ص) سوگند یاد کرد که این سخن از جانب خداوند است.

نعمان گفت: «خداوندا، اگر این سخن حق است و از ناحیه توست، سنگی از آسمان بر ما بباران.» پس از درخواست وی، سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و کشته شد. سپس سوره معارج نازل شد. «تقاضاکننده‌ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!(۱) این عذاب مخصوص کافران است(۲) و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند(۳) [این عذاب] از سوی خدای صاحب درجات است.(۴)»

ولی بعد از جریان غدیر، هوای نفس غلبه کرد و حب ریاست و مقام ‏سبب شد حق را پشت‏ سر انداختند به خلافت و اختلاف اولیه برگشتند و با بهایی اندک که به دست آوردند، حق را از دست دادند.

عید سعید غدیر بر همگان مبارک باد.

 

پی نوشت ها:

۱) کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص۱۴۲

۲) تاریخ دمشق: ج ۴۲ ص ۳۷۸ ح ۸۹۷۶

 

انتهای پیام

کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷

  • گروه خبری : معاونت,آرشیو اخبار
  • کد خبر : 128771
کلید واژه

نظرات

0 تعداد نظرات

نظر

متن استاتیک شماره 39 موجود نیست