×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

  • تاریخ انتشار : 1398/02/09 - 14:47
  • بازدید : 450
  • تعداد بازدید : 53
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

به بهانه اکران فیلم «متری شیش و نیم » در دانشگاه

بیان درست معضلات اجتماعی می تواند راهگشا و راهنمای متخصصان این حوزه برای شروع و ارائه راه کارهای تخصصی باشد.

هر جامعه ای دچار انواع معضلات اجتماعی است، ولی بیان درست و صدالبته هنرمندانه این معضلات می تواند بستری را برای سایر کارشناسان به وجود آورد تا در این بستر اولیه بتوانند آغازی برای تبیین معضل و سرانجام راهکاری برای آن ارائه نمایند.

کارگردان و سایر عوامل فیلم «متری شیش و نیم» به خوبی توانسته اند معضل اعتیاد را به نمایش بگذارند. در این فیلم نه سئوالی به صورت مستقیم پرسیده و نه به ارائه راهکار پرداخته می شود. بلکه هنرمندانه و به شیوه ای متعالی توانسته اند معضل اعتیاد و حتی در کنار آن سه معضل دیگر را هم در این سایه معرفی و کنکاش کنند. اعتیاد معضل محوری و معتاد معضل دوم، مواد فروش معضل سوم و سرانجام شیوه برخورد پلیس و قوه قضائیه با سه معضل قبلی معضل چهارمی است که توسط فیلم به آن پرداخته شده است. در بحث اعتیاد، فیلم در تک تک سکانس ها گوشه های از آن را به نمایش می گذارد. از شروع بگیر و ببند پلیسی در خرابه های معتادنشین تا لحظه چاقالوهای حمل کننده مواد در فرودگاه؛ تا بازداشتگاه پلیس و حتی سکانس پایانی که شخصی معتاد برای تهیه پول شروع به تمیز کردن شیشه اتومبیل افسر پلیس می کند. ورود به تمامی زوایای این معضل اجتماعی با دوربین سینمایی و نشان دادن شفاف و به دور از تصنع تمامی لحظه های این بلای اجتماعی کاری بس هنرمندانه و در خور تحسین است، که تیم کارگردانی به خوبی از پس آن برآمده اند و صدالبته تدوین نهایی کم نقص بر این ارزش ها افزوده است.

در مورد معضل دوم یعنی معتاد، فیلم در ارائه آن کوشیده است ولی نتوانسته به قوت معضل اولی به آن رسیدگی کند و شاید تعمدی در آن وجود داشته چون ممکن بود ورود بیشتر به این معضل سبب شود زمان فیلم از این هم بیشتر شود و مخاطب حوصله پیگیری کامل آن را نداشته باشد. اما سکانس های ابتدایی فیلم و نمایش انواع روش های سوء مصرف مواد در لوله های بتنی و حتی مرگ و تعفن یکی از معتادان و در سکانسی فوق العاده نمایش اندام های ضعیف و بی قواره معتادان به خوبی از عهده نمایش معضل دوم برآمده اند.

معضل توزیع مواد مخدر از دیگر موضوعاتی بود که بازهم به خوبی در این فیلم نمایش داده شده و حتی طیفی گسترده از وضعیت آنها را به نمایش گذاشته و در مورد دو نفر از آنها به خوبی به درون زندگی شخصی انها ورود پیداکرده است. ابتدا در سکانس های ابتدایی وارد منزل یکی از مواد فروش ها می شوند. همسر مواد فروش بسیار خوب تلاش می کند تا ماموران را گمراه کند . از قسم های مکرر دروغین گرفته تا به میان کشیدن پای بچه ها برای برانگیختن احساسات ماموران و حتی به محض ورود شوهرش سعی می کند با فریاد او را مطلع کند و در نهایت با به خطر انداختن خودش حاضر شده مواد را با خود حمل کند. در مورد شخصیت اصلی فیلم هم که تمام زوایای شخصی ناصر خاکزاد را نشان می دهد: از گذشته بسیار تلخش، تا پنت هاوس و دارایی های او حا حاضرش. خاکزاد شخصیتی صرفاً سیاه و یک غول مواد فروش نیست، بلکه در برخی نقاط ارزش هایی انسانی از او سر می زند که در بقیه وجود ندارد یا کمرنگ شده است. تا جائی که در برخی سکانس ها همراهی مخاطب فیلم با این توزیع کننده بزرگ مواد را برمی انگیزد: آن جا که پدر، پسرک را در بازداشتگاه تهدید می کند، برای اتهام کشتن فرزند افسر پلیس گریه می کند، با اطلاع از این که نامزدش با فرد دیگریست ولی داد می زند که دلش هواشو کرده و ...

و سرانجام شیوه برخورد پلیس و قوه قضائیه با سه معضل قبلی، شیوه های تهاجمی و ضربتی پلیس با مراجعه به محل معتادان و تحت فشار قراردادن آنها با یافتن نقطه ضعف های اغلب خانوادگی و گیر آوردن اسم و نشانی. اسم و نشانی که هر بار به راس هرم نزدیکتر می شود. در آخر فیلم همه فکر می کنند که راس هرم به سزای اعمالش رسید ولی فیلم به خوبی در یکی از آخرین دیالوگ ها نشان میدهد که نه تنها راس هرم به دام نیفتاده بلکه ظاهرا قرار هم نیست به دام بیفتاد. آنجا که افسر پلیس به نوعی سرخورده شده و ریاست اداره را رد می کند و می گوید ابتدا که وارد این کار شدیم تعداد معتادان یک میلیون نفر و حالا شیش و نیم میلیون نفر شده اند –این سکانس در اکران عمومی ممیزی شده است- این یعنی نه تنها موفق عمل نکرده ایم بلکه ...

فیلم تمام می شود. حالا وقت سئوال هایی است که در متن فیلم نبود. سئوال های غیر مستقیم که در ذهن بیننده نقش می بندد. از این که چرا؟ چرا اعتیاد؟ چرا فروش مواد؟ چرا تن دادن به این همه خفت؟ چرا فرزند فروشی؟ چرا عبرت نگرفتن برادر خاکزاد از سرنوشت برادر؟ و ...

اما سئوال ها و چراهای مهم تر آن هایی هستند که اهل فن و کارشناسان باید هم مطرح کنند و هم برای هر کدام پاسخ و راهکاری بیابند. از نظر من این مهم ترین نکته فیلم بوده و هست. فیلم به درستی طرح موضوع می کند و همان طور که پیشتر ارائه شد چهار معضل را با هنرمندی تمام ارائه کرده. حالا توپ در زمین کارشناسان علوم اجتماعی و در وهله بعد کارشناسان و صاحبنظران روانشناسی است تا با طرح سئوال های درست و کارشناسانه و نیز ارائه راه حل و پاسخ که متناسب با تمامی اجزای اجتماعی و فرهنگی ایران باشد ورود کنند و ثمره یک حرکت جمعی از وجود مشکل تا طرح زیبا و درست و سپس ارائه راهکار بتوانیم امیدوار باشیم این فیلم بعدها فقط به عنوان خاطره تاریخی مطرح گردد نه یک معضل اجتماعی.

 

حسن دانشمند

کارشناس روابط عمومی

معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه

  • گروه خبری : معاونت,آرشیو اخبار,ارشیو اخبار
  • کد خبر : 77185
کلید واژه

نظرات

0 تعداد نظرات

نظر

متن استاتیک شماره 39 موجود نیست