×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

  • تاریخ انتشار : 1398/04/18 - 08:01
  • بازدید : 193
  • تعداد بازدید : 50
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

چه کسی باید روایتگر تاریخ دهه 60 باشد؟

به گزارش روابط عمومی معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه، یادداشت معین رضیعی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان(تأسیس 1348) در روزنامه فرهیختگان مورخ 17 تیر ماه 1398 با عنوان« نقدی بر تاریخ نگاری انقلاب»

حوادثی که در دهه نود رخ می دهد ریشه هایی در سالهای دهه شصت دارد. اما از آنجا که تاریخ این بخش از انقلاب درست تبیین و تعریف نشده است، دچار یک انقطاع شده ایم. درخاک خوردن تاریخ این برهه بیش از همه افرادِ حاضر و موثر در وقایع این دهه و دستگاه های متولی ثبت تاریخ مسئولند. اساساً ما علاقه ای به نوشتن تاریخ نداریم. (این بی علاقگی پیشتر در تاریخ مشروطه هم وجود داشته است در آنجا نیز تاریخ را روشنفکران غرب زده و مستشرقان غربی با نگاه خود روایت کردند.) باید پرسید چند مسئول ارشد جمهوری اسلامی مانند مرحوم هاشمی رفسنجانی وجود دارد که وقایع روزانه زندگی خود را ثبت کرده است؟ علاوه بر این کم کاری در ثبت وقایع روزانه و خاطرات، افراد تاثیر گذار در حوادث دهه شصت که عملکردشان همراه با اشتباه و ایجاد هزینه برای نظام بوده است حاضر نیستند تجارب خود را برای ایجاد عبرت در نسل جدید بازگو کنند و با کسانی که در این حیطه علاقه مند به فعالیت هستند نیز همکاری نمی کنند. به عنوان مثال بهزاد نبوی از چهره های سرشناس چپ و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که مدیریت مذاکرات الجزایر(نخستین تجربه ی تلخ شکست ِحاصل از اعتماد جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا ) در سال 1981را بر عهده داشت، در مستندی با نام قرار داد 19 ژوئن که پیرامون این رخداد تاریخی در حال تهیه بود حاضر به همکاری و پخش سخنانش در آن نشد. به علاوه دستگاه های متولی امر تاریخ نگاری با بودجه های مستقل، وارد نگارش تاریخ دهه شصت نمی شوند برای نمونه موسسه «مطالعات تاریخ معاصرایران» به سرپرستی موسی حقانی تمرکز خود را بر روی بررسی تاریخ مشروطه و پهلوی گذاشته است. موسسه «پژوهش های سیاسی» نیز تاریخ پیش از انقلاب را بررسی می کند، و با وقایع دهه شصت کاری ندارد. حوزه هنری و نشر وابسته به آن «سوره مهر» هم به جز نگارشِ تاریخ وثبت خاطرات دفاع مقدس که البته در جای خود کار صحیح و پسندیده ای است؛ فعالیت دیگری در زمینه ی ثبت رخداد های سیاسی دهه شصت و نقش افراد موثر در آن به جز معدودی اثر انگشت شمار تحت عنوان مجموعه 7 جلدی«آنچه گدشت» نمی کند. دراین میان تنها موسسه ای که باقی می ماند،«مرکز اسناد انقلاب اسلامی» به سرپرستی حجت الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان است. این مرکز

نیز عمده تمرکز خود را بر روی انتشار اسناد و بررسی تاریخ شفاهی با ثبت خاطرات افراد گذاشته است.. متأسفانه باید گفت خلا تعریف رخداد های دهه شصت و تحلیل آن ها به صورت مستقل در این موسسه هم دیده می شود. برای صحت ادعایم در کمبود منابع مستقل در مورد اتفاقات تاریخی این دهه کافیست اندک جستجویی در کتابفروشی های مطرح یا سایت های معتبر بکنید، با این جستجو متوجه خواهید شد در مورد وقایع مهم سال های شصت مانند ماجرای «مک فارلین»، «انشعاب مجمع روحانیون مبارز»، «حصرآیت الله شریعتمداری»،«اعدام های سال 67» و.... کتابی مستقل و مناسب وجود ندارد. حتی ما در مورد شخصیت های بزرگ و تاثیر گذار هم کار نکرده ایم یا آن ها را با تحریفی آشکار در غالب حزب و گرایش های سیاسی مطلوبمان تعریف کرده ایم، به عنوان نمونه در مورد شخصی مانند «سید محمد موسوی خوئینی ها» با نقش تاثیر گذارش در وقایع مهم دهه ی اول انقلاب مانند تسخیرلانه جاسوسی، انتخابات ریاست جمهوری اول و انشعاب مجمع روحانیون مبارز که در کارنامه اش پنج  حکم انتصاب وی  به سمت های مختلف توسط حضرت امام دیده می شود به جز یک کتاب به نام سراب سیاست اثر دیگری نوشته نشده است. یا در مورد ریزش خواص دهه شصت در سالهای پس از این دهه مانند آیت الله احمدآذری قمی که عضو مجلسین خبرگان رهبری و شورای اسلامی بوده است، کتاب یا اثری مستند و مستقل وجود ندارد نتیجه این کم کاری آن شده است که در دهه چهارم انقلاب نسل جوان و جدیدی که این حوادث را ندیده و درک نکرده است دچار یک خلاء می شود. این انقطاع و خلاء هشداری است که رهبر انقلاب نیز در دیدار با اقشار  مختلف مردم در آبان سال 94 به آن اشاره کرده اند: «یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوانِ بالنده‌ی ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای انگیزه است، آماده به‌کار است، وسط میدان است، انقلابی است، بتدریج این حوادث مهم را، این عبرت های بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد». متأسفانه بر اثر نادیده گرفتن شده این نگرانی رهبر انقلاب شاهد آن هستیم که اتفاقاتی مانند سقوط سران فتنه در سال 88 و یا انحراف سال های اخیر احمدی نژاد برای نسل چهارم و پنجم انقلاب عجیب می شود و قدرت تحلیل را از از او می گیرد. چون با مشابهات تاریخی این افراد و وقایع در دهه شصت مانند «آیت الله منتظری»، «آیت الله شریعتمداری»، «ابوالحسن بنی صدر» و....آشنا نشده است. یا تکرار تجاربی مانند اعتماد و مذاکره با آمریکا در ماجرای برجام برای  نسل امروز اتفاقی جدید و از پیش امتحان نشده تلقی می شود. تلخ تر آنکه از این خلاء متأسفانه سوءاستفاده های سیاسی توسط وابستگان به نظام نیز صورت می گیرد، همه ی ما به یاد داریم در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال96 رئیس جمهور محترم با دست گذاشتن روی یکی از اتفاقات دهه شصت یعنی اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق در تابستان67 علاوه برآنکه رقیب انتخاباتی خود را تخریب کرد؛ با نشان دادن چهره ای سیاه از نظام در افکار عمومی و عوض کردن جای جلاد و شهید سعی کرد برای خود رأی جمع کند. دستگاه های متولی باید بدانند که اگر تاریخ را درست و آنگونه که بوده است روایت نکنند، دشمنان انقلاب آن را هر طورکه دلخواهشان می باشد تحریف و تبین می کنند و هویت تاریخی ما را از بین می برند این خطری است که امروز نسل جدید را تهدید می کند اگر برای این نسل تاریخِ انقلاب درست تعریف نشود، در شناخت آرمان های اصیل انقلاب و عبرت پذیری از این مسیر چهل ساله پر افتخار دچار مشکل می شود و خود نیز در آینده اشتباهات پیشنیان را تکرار می کند. رهبر انقلاب در این مورد می گوید:حوادث نباید کهنه بشود؛ حافظه‌ی تاریخی یک ملّت نباید ضعیف بشود. اگر جوانهای ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد. جوانها باید این حوادث را درست بشناسند و بدانند که چه شد، چه اتّفاق افتاد، چه کسی بود؛ اینها را باید جوانها بفهمند.

حال باید پرسید دستگاه های عریض و طویل فرهنگی کشور چه برنامه ای برای پر کردن این خلاء در آینده دارند؟

  • گروه خبری : معاونت,آرشیو اخبار,ارشیو اخبار
  • کد خبر : 80390
کلید واژه

نظرات

0 تعداد نظرات

نظر

متن استاتیک شماره 39 موجود نیست